Ahmad Allahyari
From Freepedia
Part of this article contains text that needs translation into English.
Ahmad Allahyari ( احمد اللهياری )
Born in Tehran in 1945 (1324 khorshidi)
•Poet
•Journalist *.Kehyan Newspaper *.Ferdowsi Magazine
•Political Activist before & after Islamic Revolution in 1979
This is his last poem in which he describes the result of his life and his social and political activities:
و ما اينک/ صليب سرنوشت شوممان بر دوش/ ردای قرمز بی تدبيرمان در بر/ بساک بافته از خارهای رنجمان برسر/ مسيحای دگر هستيم با افسانه ای ديگر/ احمد اللهياری/
The followings are also some pieces of his selected Poets:
در كوچه های شهر/ غير از غبار كسالت نيست/ و چشمها/ در جستجوی يك ستاره روشن/ همه جا را می كاود/ ...
کجايی ای بهاران ، ای نگاهت آشتی پرور/ کجايی ای طلوع صبح خرسندی/ تو کی از راه می آيی و تن را در غبار کوچه می شويی/ تو کی از راه می آيی ؟/!..
تو سوگواری و من نيز سوگوار ٫ ای دوست/ به تلخی شب اندوهبارمان بنگر/ که اشتياق در آن مرده/ و قطره/ قطره/ بر آن خون درد می بارد/.
خودکار مسلسل عشق است/ و من گوسفند معصوم اعدامی/ در خونی/ که تا ابد به بطالت خواهد ريخت/.



